موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

پرونده پرتره «فردوسی» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

25 اردیبهشت 1397 13:17 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
پرونده پرتره «فردوسی» در سایت شهرستان ادب گشوده شد

شهرستان ادب: هم‌زمان با بیست و پنجم اردی‌بهشت‌ماه روز گرامی‌داشتِ حکیم ابوالقاسم فردوسی، تازه‌ترین پرونده پرتره سایت شهرستان ادب به این شاعر بزرگ و بی‌مانند ایرانی اختصاص پیدا می‌کند.

در این پرونده، یادداشت‌ها، شعرها و مطالب اختصاصی تحریریه شهرستان ادب را درباره فردوسی و اثر گران‌سنگش «شاهنامه» می‌خوانید. این مطالب به مرور در سایت شهرستان ادب منتشر خواهد شد.


* بایسته‌است همینجا از فردوسی بزرگ بابتِ به کاربردن واژه فرنگیِ «پرتره» در کنار نام ایشان عذر بخواهیم! واژه‌ای که معادل دقیق و روشنی که گویای معانی ضمنی کلمه باشد در زبان فارسی ندارد.

صفحه اختصاصی پرونده پرتره فردوسی


در زندگینامه فردوسی نوشته‌اند:

«حکیم ابوالقاسم فردوسی» در سال ۳۲۹ هجری درروستای طابران«طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود. فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدریج، آن اموال را از دست داد و به تهی‌دستی گرفتار شد.

وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او  بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. او در این باره می گوید:
بسی رنج بردم بدین سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی 

پی افکندم از نظم کاخی بلند / که از باد و باران نیابد گزند 

بناهای آباد گردد خراب / ز باران و از تابش آفتاب  

فردوسی در سال ۳۷۰ یا ۳۷۱، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.

 اَلا ای برآورده چرخ بلند /  چه داری به پیری مرا مستمند 
چو بودم جوان برترم داشتی / به پیری مرا خوار بگذاشتی 
به جای عنانم عصا داد سال / پراکنده شد مال و برگشت حال  

او توانست با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند، اما به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت. 
بر خلاف آنچه که مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دلیل علاقه شخصی و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار، بتدریج ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاه بزرگی درآورد و با این تصور که سلطان محمود، قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود که بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی، به اشعار ستایش آمیز شاعران علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود، تشویق نکرد.
علت اینکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست. برخی گفته اند که به سبب بدگویی حسودان، فردوسی نزد سلطان محمود به بی دینی متهم شد. در حقیقت، ایمان فردوسی به شیعه- که سلطان محمود آن را قبول نداشت- هم به این موضوع اضافه شد و از این رو، سلطان به او بی اعتنایی کرد....


پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند. تنها سروده‌ای که روشن شده از اوست، خود شاهنامه است. شاهنامه پرآوازه‌ترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه‍. ق، سه سال پیش از برتخت‌نشستن محمود، به‌پایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه‍.ق برابر با ۸ مارس ۱۰۱۰ م، در هفتاد و یک سالگی، تحریر دوم را به انجام رساند. سروده‌های دیگری نیز به فردوسی منتسب شده‌اند، که بیشترشان بی‌پایه هستند. نامورترین آن‌ها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است. سرودهٔ دیگری که از فردوسی دانسته شده، هجونامه‌ای در نکوهش سلطان محمود غزنوی است. 

فردوسی دهقان و دهقان‌زاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همهٔ آنانی است که در سده‌های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهره‌گیری از آن سرمایه، توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد. 

در «پیشگفتار بایسنقری» نام فردوسی با «حکیم» همراه است، که از دید برخی اشاره به حکمت خسروانی دارد. فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داده‌است. از شاهنامه برمی‌آید که فردوسی از آیین‌های ایران باستان مانند زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا اثر پذیرفته، هرچند برخی پژوهشگران سرچشمهٔ این اثرپذیری‌ها را منابع کار فردوسی می‌دانند، که او به آن‌ها بسیار وفادار بوده‌است. همچنین، وی به‌سبب خاستگاه دهقانی، با فرهنگ و آیین‌های باستانی ایران آشنایی داشت و پس از آن نیز بر دامنهٔ این آگاهی‌ها افزود، به‌گونه‌ای‌که این دانسته‌ها، جهان‌بینی شعری او را بنیان ریخت. آنچه که فردوسی به آن می‌پرداخت، جدای از جنبهٔ شعری، دانشورانه نیز بود؛ او افسانه ننوشت. او زاییدهٔ روزگار خردورزی دوران سامانیان است. در این دوران، زمینه برای اوج این خردورزی و دانش‌مداری در شاهنامهٔ فردوسی آماده شد. فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایهٔ تمام خوبی‌ها می‌داند. او بر این باور است که آدمی با خرد، نیک و بد را از یکدیگر بازمی‌شناسد و از این راه به نیک‌بختی این جهان و رستگاری آن جهان می‌رسد. فردوسی با ریزبینی، منابع خود — که بیشترینِ آن‌ها شاهنامهٔ ابومنصوری بود — را بررسی می‌کرد. او افزون بر دانش‌های روزگار و خوانده‌های بسیار، مردی ژرف‌نگر، آزاداندیش، تیزبین و نکته‌سنج در رویدادهای گذشته و حال بود. فردوسی در شمار آن شاعران نه‌چندان پرشمار در زبان پارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتی واژه‌ای که زننده و ناسزا باشد، از او سر نزده‌است. او توانست از میان انبوه دانسته‌هایی که در دسترس داشت، مطالبی را گزیده و گردآوری کند که در یاد ایرانیان، ترکان و هندیان زنده بماند.

کانال بله شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • پرونده پرتره «فردوسی» در سایت شهرستان ادب گشوده شد
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

تازه ها

 

دنیای متهوّر و وحشت‌آور نو | داستانی از محمدقائم خانی
در یک‌شنبه‌های داستان شهرستان ادب خوانده شد:

دنیای متهوّر و وحشت‌آور نو | داستانی از محمدقائم خانی

خدای «به نام یونس» حقیقی است
یادداشتی از قدسی خان‌بابایی

خدای «به نام یونس» حقیقی است

غم تازه را بیمی از باستان نیست! | یادداشتی از نیلوفر بختیاری
نگاهی بر مجموعه‌قصیدۀ «سیاه‌مست سایۀ تاک» اثر مرتضی امیری اسفندقه

غم تازه را بیمی از باستان نیست! | یادداشتی از نیلوفر بختیاری

ایمان بیاورید | شعری از سودابه مهیجی
در ستایش امام محمد باقر علیه‌السلام به مناسبت شهادت ایشان

ایمان بیاورید | شعری از سودابه مهیجی

بیشتر

پر بازدیدترین ها

پر بحث ترین ها