موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

شعر

عاشقانه‌ای از محمد سلمانی

عاشقانه‌ای از محمد سلمانی

29 اردیبهشت 1397 | 16:28

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای‌جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغض سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد - مردی پر غرور - مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای...
عاشقانه‌ای از سلمان هراتی

عاشقانه‌ای از سلمان هراتی

29 اردیبهشت 1397 | 16:25

از روی مِهر با منِ دلخسته یار شو پاییزِ کوچه‌های دلم را بهار شو ای مانده در نهانِ درختان و آفتاب! چون غم میانِ سینهٔ من ماندگار شو پایانِ التهاب، شروعِ نگاهِ توست من یک کویر تشنگی‌ام، جویبار شو در دوزخی که معصیتِ بودن آفرید آرامش ِبهشتیِ یک چش...
شعر عاشقانه‌ سنایی

شعر عاشقانه‌ سنایی

29 اردیبهشت 1397 | 16:22

هزار سال به امید تو توانم بود هر آنگهی که بیایم هنوز باشد زود مرا وصال نباید همان امید خوشست نه هر که رفت رسید و نه هر که کشت درود مرا هوای تو غالب شدست بر یک حال نه از جفای تو کم شد نه از وفا افزود من از تو هیچ ندیدم هنوز خواهم دید ز شیر صورت...
عاشقانه‌ای از علیرضا بدیع

عاشقانه‌ای از علیرضا بدیع

29 اردیبهشت 1397 | 16:21

همیشه خواسته‌ام از خدا فقط او را چنان که خسته‌تنی چای قند پهلو را! به مرگ راضی‌ام، آن‌جا که راوی قصه سپرده است به او پیک نوشدارو را سفر که فاصله انداخت بین ما، امروز دوباره سوی من آورده این پرستو را تن تو عطر پراکنده یا که آورده‌ست نسیم صبح نش...
عاشقانه‌ای از عرفی

عاشقانه‌ای از عرفی

29 اردیبهشت 1397 | 16:19

خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من تغافل از تو می بارید و حسرت می چکید ازمن خوش آن ساعت که هرگز بر مراد ما نبود، اما نصیحت های بی تابانه گاهی می شنید از من خوش آن غیرت که می افزود بیدادش اگر گاهی حدیث شکوه آمیزی به گوشش می رسید از من ز...
شعر عاشقانه‌ محمدعلی بهمنی

شعر عاشقانه‌ محمدعلی بهمنی

29 اردیبهشت 1397 | 16:18

تو مهربان‌تر از آن بودی كه من هميشه گمانم بود همين هميشهٔ نفرينی، هميشه رنج نهانم بود بگو! اگر نه به ميل من، دلم ز راست نمی‌گیرد هميشه هرچه تو می‌گفتی، من اشتياقِ همانم بود ستاره‌های عزيزی را از آسمانهٔ من بردند وچشم‌های تو بی‌ترديد، عزيزِ گم‌شد...
عاشقانه‌ای از سلمان ساوجی

عاشقانه‌ای از سلمان ساوجی

29 اردیبهشت 1397 | 16:16

ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ره به سویت عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد ما با خیال رویت، منزل در آب دیده کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید هرگز بدین حلاو...
یک شعر عاشقانه‌ دیگر از فریدون مشیری

تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری‌ست! چگونه عکس تو در برق شیشه‌ها پیداست! چگونه جای تو در جان زندگی سبز است! هنوز پنجره باز است. تو از بلندی ایوان به باغ می‌نگری. درخت‌ها و چمن‌ها و شمعدانی‌ها به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر ...
یک شعر عاشقانه‌ از مهدی اخوان ثالث

ای تکیه‌گاه و پناهِ زیباترین لحظه‌هایِ پر عصمت و پر شکوهِ تنهایی و خلوت من! ای شط شیرین پر شوکت من! ای با تو من گشته بسیار در کوچه‌های بزرگ نجابت در کوچه‌های فروبستۀ استجابت در کوچه‌های سرور و غم راستینی که‌مان بود، در کوچه باغ گل ساکت نازها...
عاشقانه‌ای از محتشم کاشانی

عاشقانه‌ای از محتشم کاشانی

29 اردیبهشت 1397 | 16:09

با من بدی امروز، ز اطوار تو پیداست بدگو سخنی گفته ز گفتار تو پیداست آن نکتهٔ سربسته که مستی‌ست بیانش زآشفتگیِ بستن دستار تو پیداست از خون یکی کرده‌ای امروز صبوحی از سرخوشی نرگس خونخوار تو پیداست ساغر زده می‌آیی و کیفیت مستی از بی سر و سامانی ر...
صفحه 190 از 442ابتدا   قبلی   185  186  187  188  189  [190]  191  192  193  194  بعدی   انتها