موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
در نخستین روز از اردوی دوم آقایان دورۀ هفتم آفتابگردان چه گذشت؟

حکیم نظامی وجود انسان را سخن می‌داند

12 اسفند 1397 13:04 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای
حکیم نظامی وجود انسان را سخن می‌داند

به گزارش روابط عمومی شهرستان ادب: اردوی دوم آقایان دوره هفتم آفتابگردان ها روز چهار شنبه 7 اسفند ماه در شهر قم آغاز شد و شاعران جوان انقلاب اسلامی از شهرهای مختلف در این شهر گرد هم آمدند. گفتنی ست، «آفتابگردان ها» عنوان دوره های آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی ست که هر ساله به همت موسسه فرهنگی ادبی شهرستان ادب با هدف کشف و پرورش استعدادهای شعر جوان برگزار می شود و بالغ بر صد شاعران جوان از نقاط مختلف کشور در این دوره های آموزشی شرکت کرده و از برنامه ها و اردوهای مختلف آموزشی بهره مند می شوند. 
 نخستین کلاس این اردو که برای شاعران جوان تدارک دیده شده بود، با حضور علی محمد مودب برگزار شد.
در این جلسه، مودب با اشاره به مقدمه ی نظامی در کتاب مخزن الاسرار به شرح بیانیه ی نظامی درباره شعر مذهبی و تفسیر نوع نگاه حکیم نظامی گنجوی پرداخت. وی با تفسیر ابیات نظامی،بایسته های سلوک شاعرانه را از نظرگاه نظامی تشریح کرد. وی در ادامه به شاعران جوان توصیه کرد تا آثار شاعران بزرگ تاریخ ادبیات فارسی را مطالعه کنند. مودب تاکید داشت تا شاعران جوان اشعار قله های شعر فارسی را سرمشق کارخود قرار داده و از غرق شدن در برخی آثار بازاری پسند شعر معاصر پرهیز کنند.
مودب در ادامه ابیاتی از نظامی گنجوی را خواند: 
پرده خلوت چو برانداختند
جلوت اول به سخن ساختند. نظامی می گوید سخن اولین مخلوق است و اولین جلوه خلقت است
در لغت عشق، سخن جان ماست
ما سخنیم، این طلل ایوان ماست
وی ادامه داد: این بیان نظامی از شگفت ترین و زیباترین حرفهای تاریخ اندیشه ایرانی ست که  وجود انسان را سخن می داند و تن را ظرفی برای این سخن برمی شمارد. در این سیر است که او، شاعران را در صف انبیاء و پس از انبیاء ارزیابی می کند چراکه آنان با پیروی از سنت انبیاء به درجه سخن پروری می رسند. شاعران سخن را از انبیاء می گیرند، وجود خودشان را در محضر شرع می سازند و به واسطه ی شرع، نامدار شده و آنگاه شعرشان را در سایه ی سخن انبیاء که همان سخن خداست، می سازند و این شعر، وجود آن هاست.
هر رطبی کز سر این خوان بود
آن نه سخن، پاره ای از جان بود
مودب ادامه می دهد که از منظر نظامی، سخن شاعرانه، پاره ای از جان شاعر است که پس از این سیر و سلوک، به مخاطب خود هدیه می دهد و مخاطب را بر سفره سخن خود مهمان می کند،  چنین است که  شاعر با سخن سنجی و سخن پروری  مثل انبیاء پدری می کند و جان می بخشد. نظامی از این دریچه، شاعر را در صف انبیاء و پس از انبیاء می بیند.(پیش و پسی بست صف کبریا/پس شعرا آمد و پیش انبیا) نظامی اشاره می کند که خود چنین سلوکی داشته و به تمایز رسیده است. می گوید:
من که در این شیوه مصیب آمدم
دیدنی ارزم که غریب آمدم
راز تمایز شاعر، سلوکی اینگونه است. سلوکی که سخن را از سخن انبیاء و پیامبران الهی می گیرد و پرورش می دهد.
تا نکند شرع تو را نامدار
نامزد شعر مشو، زینهار
شاعر ابتدا سخن خود، یعنی وجود خودش را به سخن خداوند عرضه می کند و متن وجود خود را ویرایش و تصحیح می کند تا به تمایز و تشخص می رسد. نظامی می گوید: دیدنی ارزم که غریب آمدم، تصریح حکیم نظامی به رسیدن به مقام شاعر مذهبی در اثر طی کردن درست مراحل این سلوک است و از منظر او این راه غریب آمدن یعنی رسیدن به غرابت و تمایز شاعرانه است.

کارگاه نقد و شعر
شاعران جوان در روز اول اردوی آموزشی خود و بعد از ادای نماز مغرب و عشاء، دو کارگاه شعر و نقد را با حضور کارشناسان و شاعران مطرح روزگار ما گذراندند که مشروح آن در ادامه می آید.

نخستین کارگاه نقد و بررسی اشعار دومین اردوی هفتمین دوره آفتابگردان ها عصر سه شنبه 7 اسفندماه 97 با حضور سیدمحمدجواد شرافت، محمدرضا طهماسبی و مبین اردستانی در مجتمع نور استان قم برگزار شد.
«مجید بوری» از آبادان اولین شاعری بود که به شعرخوانی با موضوع حضرت زهرا(س) پرداخت: «فاطمیه شد و غوغاست دلم، اشک چشمان تو زیباست دلم»
در ادامه شرافت در نقد این شعر گفت: در شعر شما معلوم نیست مخاطب کیست که باعث عدم انسجام شعر شده است و حتما باید  اصلاح شود. تغییر مخاطب باید با دلالت هنری باشد. سعی کنیم کلماتی مثل کرب و بلا را استفاده نکنیم. چون از نظر زبانی کلمه اشتباهی است و اگر می خواهیم بیاوریم باید دلالت هنری داشته باشد.
وی تصریح کرد: واژه ای مثل شش دانگ و بچه شیعه چون از فیلتر نگاه شاعرانه رد نشده باید دقت کرد. مضمامین خوبی دارد این شعر و روانی طبع را باید قدر دانست ولی باید دقت چاشنی کار شود.
طهماسبی نیز در نقد این شعر بیان کرد: تغییر مخاطب در یک بیت، مخاطب را اذیت می کند در بعضی جاها نیز ردیف خنثی و بی کار است و انگار برای پر کردن وزن به کار می رود. بیت الغزل این شعر بیت آخر است: چه کسی گفته ندارد حرمی؟ حرم حضرت زهراست دلم.
اردستانی خاطرنشان کرد: عوض شدن نقش دستوری ردیف در بیت می تواند تنوع معنایی ایجاد کند و دلپذیرتر کند شعر را، به شرط اینکه درست استفاده شود. چنانکه قیصر امین پور در غزلی با ردیف "هیچ هیچ" از چنین شگردی استفاده کرده است.
دومین شاعر «امیرحسین نیکویی منش» از اصفهان بود که شعری با این مطلع خواند: «مشتی گله مندی است فقط حاصل این عشق، هرچند به من شور و صفا داده همین عشق»
طهماسبی در خصوص این شعر تصریح کرد: غزل ساحتی است که کلمات باید در معنای واقعی خود بیایند به طوری که در غزل هیچ کلمه ای مترادف ندارد و هر کلمه باید در معنای خود استفاده شود. اینکه چرا شاعر در این شعر به جای واژه مُشتی، از واژه قدری استفاده نکرده است، باید دلیل هنری داشته باشد. از سوی دیگر باید کژتابی را شعر دور کند و به جای آن از ایهام استفاده کرد. زبان این شعر یکدست و خوب بود و بیت آخری خوبی داشت.
شرافت نیز گفت: «این» و «همین» باهم قافیۀ سستی را شکل می دهد. شعر عاشقانه باید حال مرا منقلب کند. از سوی دیگر باید شاعر نمایش دهد نه اینکه گزارش دهد. با ردیف عشق شعر گفتن و شعر تازه گفتن، شاعری فرد را نشان می دهد. شاعر این غزل مطمئناً بهتر از این می تواند شعر بگوید و نیاز به تلاش و دقت بیشتری دارد. «بنشاند» در بیت آخر نیز از نظر نحوی مبهم است و نشان از ضعف زبانی دارد.
«محمد معروفی» از ابهر نیز در ادامه شعری با این مطلع خواند تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد: «نگاه می کنم آیینه را پریشانم، و از تلاطم بسیار خویش حیرانم»
شرافت در ادامه بیان کرد: در این شعر ارتباط عمودی بین تصاویر نیست. از سوی دیگر اگر از فضاهای همگون استفاده شود، بهتر است. شعرهایی که مطلع خوبی دارند، گول زننده است. اگر با همان شروع پیش می رفت و در انتخاب کلمات وسواس بیشتری به خرج می داد شعر تاثیرگذارتری سروده می شود. بین بعضی از مصراع ها ارتباط قوی ای دیده نمی شود. مثل بیت دوم: «منم در آینه یا فرد دیگری هستم، برای دیدن خود از خودم گریزانم»
طهماسبی تصریح کرد: بعضی واژه ها نیز نیازمند دقت بیشتری ازسوی شاعر دارد. به راحتی می توان شعر را بهبود داد ولی لازمه آن مطالعه بیشتر است.
اردستانی در ادامه گفت: هرشعری می نویسیم باید پرسید آیا این شعر منسجم است و چقدر کلمات همدیگر را چه در محور افقی و چه عمودی  حمایت می کنند. بایستی کلمات درجایی که باید نشسته باشند و در معنای دقیق خود به کار رود و آرایه ها نیز در خدمت معنای اصلی شعر باشد.
«سجاد بوستانی» از رشت چهارمین شاعر جوان بود که شعری با این مطلع خواند: «میدان آستانه، غروبی سرد، سال هزار و سیصد و یادم نیست/ مستی  از این مسیر گذر می کرد، مستی که حول و حوش می زیست»
در نقد این شعر، شرافت خاطرنشان کرد: چارپاره قالب سخت و راحتی است ولی نباید راحت با آن برخورد کرد. چارپاره هایی که سروده شده، معدودشان ماندگار هستند. چون روایت دارند و روایتشان شاعرانه است. استفاده از بعضی مضامین و قافیه ها روایت کلی شعر را خراب کرده است.
اردستانی نیز گفت: هر شاعر باید از شعر خود و دیگران بپرسد که چقدر طراوت و تازگی دارد. در این شعر برای مثال نسبت به شاعری سجاد تازگی دارد. مصرع هایی چون «سال هزار و سیصد ویادم نیست»، «یک لحظه مکث کرد، محرم بود» از نظر نوع روایت تازگی شاعرانه ای دارد. این شعر نشان می دهد شاعر توانایی زیادی دارد و شاید اگر وقت و دقت بیشتری می گذاشت، با شعر موفق تری مواجه بودیم.
«حمیدرضا ستایش صومعه سرایی» نیز غزلی فاطمی برای حضار خواند: «کوچه از روی خودش دیگر خجالت می کشد، از پریشان حالی حیدر خجالت می کشد»
طهماسبی با اشاره به لزوم حفط حریم اهل بیت بیان کرد: باید از کلماتی استفاده کرد که شکوه ائمه (س) رعایت شود. آنقدر در حوزه شعر آیینی مضامین هست که باید از خیلی مضامین دیگر چشم پوشید. شاعر رسالت بالایی دارد و در حوزه شعر آیینی به این رسالت توجه کرد. ردیف از «خجالت می کشد» در شعری برای حضرت زهرا(س) از شأن اهل بیت می کاهد.
شرافت نیز تصریح کرد: بعضی وقت ها این مدل ردیف ها شاعر را به مضامینی می کشاند که ممکن است خیلی جالب نباشد. در حوزه شعر آیینی هم ادب باید حفظ شود و هم ادبیات. بعضی ماجراهای تاریخی را نیز باید دنبال سند محکم آن بود. این ردیف می تواند نقش مضمون آفرینی خوبی داشته باشد، به شرط اینکه با نگاه فاخرتری به شعر آیینی داشت.
«حمید حمزه نژاد» از بابل نیز ششمین شاعری بود که شعر خود را خواند: «در خیابان قدم نخواهم زد، تا تو را یاد من بیندازد»
شرافت در نقد این شعر بیان کرد: باید در چارپاره از روایت استفاده کرد، بندها ضربه داشته باشد و این روایت ما را ناگزیر دنبال خود بکشاند. اگر این شعر غزل بود شاید بهتر بود. راجع به جزییات، چون شاعر تحربه بیشتری دارد، انتظار بیشتر است و استفاده از واژه هایی چون «صدام» به جای صدایم نیز درست نیست و نیز در یک بند این همه شاخه به شاخه پریدن درست نیست. استفاده درست از آرایه ها نیز باید مورد توجه شاعر قرار گیرد.
طهماسبی گفت: در استفاده از بعضی واژه ها باید دقت لازم را داشت. پراکندگی مصامین و تصاویر نیز از دیگر نقدهایی است که به این شعر وارد است و از شاعر با تجربه بیشتر از این انتظار می رود
«علی نورالدینی» از شهرری غزل خود را خواند: «چرا نماند دمی در هوای زندگی ام، چه کم گذاشتم ای دل برای زندگی ام»
شرافت خاطرنشان کرد: این شعر نسبت به سن خیلی خوب بود. معمولا با این ردیف و این قافیه شعر خوب در نمی آید ولی آقای نورالدینی از پس آن خوب برآمد. تعابیر و ترکیب های که به محاوره نزدیک تر است، شعر را شاعرانه تر می کند. انتخاب بعضی واژه ها نیازمند دقت بیشتری دارد. در مجموع شعر خیلی خوب و موثری بود.

شاعران جوان بعد از استراحتی کوتاه، در دومین کارگاه نقد شعر حاضر می شوند.
دومین کارگاه نقد شعر از دومین اردوی آقایان دوره هفتم آفتابگردانها با حضور دکتر عباس احمدی، دکتر محمدحسین نجفی و میلاد عرفان پور برگزار شد.

اولین شاعر، یاسر عطایی بود که غزل عاشقانه اش را این چنین آغاز کرد:
به راه دوخته ام چشم و خواب کم دارم
رسیده جان به لبم انقلاب کم دارم

دکتر عباس احمدی ضمن تذکر برخی از اشکالات زبانی در این غزل با اشاره به تفاوت مقوله هنجارشکنی و فراهنجار شاعران جوان را به توسعه نگاه زیباشناختی در شعر توصیه کرد.
میلاد عرفانپور نیز ضمن اشاره به ایهام غیر مطلوب در ردیف شعر و برخی تکرارهای بی حکمت، شیوایی مضمون و یکدستی زبان را  از نقاط قوت این اثر بر شمرد.
در ادامه محمد هدایت زاده از تهران نیز غزلی با این مطلع خواند:
آشفته شده ذهن و زبان و ضربانم
باز این عطش توست که افتاده به جانم

میلاد عرفانپور این شعر را اثری سالم توصیف کرد و از لزوم توازن بیشتر عینیت و ذهنیت برای اثرگذاری بیشتر شعر سخن گفت.
عباس احمدی نیز با بازخوانی بیت اول، شروع هوشمندانه این شعر برای ایجاد فرم را مایه تحسین دانست.
سومین شاعر، میثم بیگ لو بود که پشت تریبون رفت و غزلی با ردیف متفاوت خواند:
رسیده جان به لبانم، بمان که زنده بمانم
برای مرگ جوانم، بمان که زنده بمانم

اینبار کارشناسان با آسیب شناسی انتخاب ردیف های بلند،‌ درباره برخی بازی های تصنعی زبانی و‌ لطمه آن به ادبیت اثر، به شاعران جوان هشدار دادند.

علی علیزاده از اسلامشهر شاعر دیگری بود که ترانه عاشقانه اش حال و هوای جلسه را تغییر داد و مورد استقبال حاضران قرار گرفت:
سحرا وقتی پنجره بازه
عطر لبخندای تو رو داره
هوای تو هوای روزیه که
آسمون بغضه و نمی باره

دکتر عباس احمدی این ترانه را اثری مقبول خواند و در ادامه به بیان برخی از لغزشهای موسیقیایی آن پرداخت.
میلاد عرفانپور نیز با تمجید از نوآوری های مضمونی اثر، درباره لزوم کاستن از دست اندازهای موسیقیایی و زبانی در قالب ترانه راهنمایی های لازم را به شاعر ارائه کرد.
مسعود پایمرد از نجف آباد پنجمین شاعری بود که به جایگاه دعوت شد و غزلش را اینگونه آغاز کرد:
تو پشت پنجره هر شب به ماه می نگری
دوباره موسم باران رسیده ماه پری!

دکتر محمدحسین نجفی مجری-کارشناس این کارگاه برخی از اشکالات موسیقیایی مانند نشستن هجای کوتاه به جای هجای بلند و همینطور نمونه ای از تنافر حروف را به عنوان ایراد زبانی به شاعر تذکر داد.
میلاد عرفانپور نیز ضمن امیدبخش خواندن اثر این شاعر جوان برخی ایرادات دیگر از جمله عدم ارتباط مصاریع بیت اول را یادآور شد.
جوان ترین شاعری که در این کارگاه به خوانش شعر پرداخت محمدرضا نادعلیان با نوزده سال سن بود که غزلی علوی قرائت کرد:
چشمی که در هوای تو گشته است بی قرار
با پای دل رسیده به خلوت سرای یار

کارشناسان با بیان مقبولیت این غزل نسبت به میزان تجربه شاعر، برخی از ایرادهای زبانی و مضمونی را به عنوان نمونه مطرح کردند.
سپس مجری از علیرضا میرزایی دعوت کرد تا غزلش را با این مطلع برای حاضران بخواند‌:
قدم قدم پی هم اشتباه میکردم
منی که رفتن او‌ را نگاه می کردم

کلیشه ای بودن برخی از مضامین و ایرادهای دستوری در چند بیت از این غزل مهمترین نقاط ضعفی بود که توسط کارشناسان در بررسی این شعر خاطر نشان شد.
با نزدیک شدن به لحظات پایانی جلسه تنها دو‌ شاعر دیگر فرصت شعرخوانی پیدا کردند
غلامرضا فرزانیان از شیراز به خواندن سه رباعی اکتفا کرد:

یکبار نه، ده بار نه، صدبار بمیر!
بسیار که بسیار که بسیار بمیر!
این خواب به خواب رفتنت بیهوده ست
بیدار شو! بیدار شو! بیدار بمیر!
میلاد عرفان پور که خود یکی از رباعی سرایان موفق و جریان ساز معاصر است با تمجید از شناسایی موفق ذات رباعی، ورود این شاعر جوان به فضای رباعی سرایی را امیدوارکننده توصیف کرد.
و ‌اما نهمین و آخرین شاعر، مهدی رضایی از زنجان بود که غزلی به ساحت ثامن الحجج علیه السلام تقدیم کرد:
در سایه سار مرقد زیبایت
جان داده ای جان پریشان را 
از اشک زائران حریم تو
حس می کنم طراوت باران را
پر رنگ ترین بخش نقد کارشناسان درباره این اثر تذکر برخی از ایراد های وزنی آن بود.
در پایان جلسه نیز هر کدام از کارشناسان با قرائت یکی از اشعار خود حسن ختام دومین کارگاه نقد این اردو را رقم زدند.


گزارش تصویری روز اول این اردو را از اینجا مشاهده نمایید.

کانال بله شهرستان ادب
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • حکیم نظامی وجود انسان را سخن می‌داند
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
پر بازدیدترین ها
نقد و بررسی داستان «جانان خرابات» از محمدآصف سلطان‌زاده
مشروح نهمین جلسۀ «ایران سرزمین اسطوره» با حضور مجید قیصری

نقد و بررسی داستان «جانان خرابات» از محمدآصف سلطان‌زاده

«آیا خدای اشمیت، خداست؟» | یادداشتی از متین موید
بررسی مفهوم «خدا» در نمایشنامه «مهمان ناخوانده» اثر اریک امانوئل اشمیت

«آیا خدای اشمیت، خداست؟» | یادداشتی از متین موید

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود
با حضور مجید اسطیری (مؤلف) شهریار عباسی (منتقد) پری رضوی (مجری کارشناس)

رمان رمق در فرهنگسرای شفق نقد و بررسی می‌شود

داد و بیداد | شعری از استاد سیدمحمدحسین شهریار
در سالروز درگذشت استاد شهریار و روز ملی شعر و ادب پارسی

داد و بیداد | شعری از استاد سیدمحمدحسین شهریار

بیشتر