موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
با موضوع شهادت سردار پرافتخار ایران و اسلام حاج قاسم سلیمانی

فراخوان ششمین چالش شعر کوتاه

13 دی 1398 22:42 | 14 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.92 با 12 رای
فراخوان ششمین چالش شعر کوتاه

شهرستان ادب: ما مردمی هستیم که در بهت مصیبت‌های بزرگ، پیش از اینکه بتوانیم سخن بگوییم، شعر می‌گوییم. شعر زبان ایجاز ما‌ و‌ فشردهٔ احساسات عمیق ماست.

در «چالش شعر کوتاه» هربار سراغ یکی از رویدادهای مهم ادبی یا اجتماعی می‌رویم. اکنون در ششمین چالش ادبیاتی شهرستان ادب به بهانه شهادت سردار سلیمانی از شما دعوت می‌کنیم تک‌بیت، دوبیتی، رباعی و یاشعر نوی کوتاه خود یا دیگران را (با ذکر نام شاعر) در رثا و یا ستایش سردار سلیمانی عزیز برای ما بنویسید. گزیده‌ای از بهترین‌های این چالش در سایت شهرستان ادب نیز منتشر می‌شود.

شعرهای کوتاه انتخابی و یا شعرهای خودتان را می‌توانید در بخش‌کامنت‌های همین‌ مطلب یا اینستاگرام شهرستان ادب برای ما بفرستید.

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • فراخوان ششمین چالش شعر کوتاه
امتیاز دهید:
نظرات

سیده زهرا شرعی زاده
ﺳﻪشنبه, 01 بهمن,1398 | 08:03 ب.ظ
بسم رب قاصم الجبّارین.
.

از این خونِ پاکیزه بویِ ظفر می رسد/
خبر میدهد عُمر حیفا به سر می رسد

تویی آیه یِ مَااسْتَطَعْتُم...، عدو در هراس/
خبر از تو به، گرگ اشغالگر می رسد

سر از پا ندانِستی ای شیرِ شام و حَلَب!
اگر میوه ی امنیت، چون شکر می رسد

نه تسلیم گشتی، نه سازش برازنده مان
گلِ صلح تنها به خوناب سَر می رسد

تنت اِرباً اِربا شده عینِ اَربابت امّا-
نگینِ سلیمانی ات بی خطر می رسد

تو را جز شهادت نشاید، که میراثِ خون-
پس از کربلا، از پدر به پسر می رسد

شهادت رهاورد آزادی از مُردگی ست
درختِ شهادت برای تَبر می رسد

سیده زهرا شرعی زاده

یلدا یعقوبی
پنجشنبه, 19 دی,1398 | 07:46 ب.ظ
با گریه بگفتند که سردار نیامد
صد ناله و حسرت که سپهدار نیامد
دنیا شده سرتاسرش آغشته به این که:
"ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد"

زاهده معینی
پنجشنبه, 19 دی,1398 | 04:32 ب.ظ
شعر از زاهده معینی در رثای سردار سلیمانی به پاس همه ی از جان گذشتگی ها و دفاع از حرم آل الله

از حرم تا شهادت
دیشب برادر از برایت یک نشان آورده بود/شان دریای وفایت جرعه ای آورده بود
طعم شیدای نگاهش در همه جان و تنت ریشه دواند/بحر دریای وجودت را به دنبالش دواند
ذره ذرات وجودت خاک پایش سجده کرد/برق چشمان نگاهت سجده عشاق کرد
علم از دستت نیفتاد دست تو دلدار شد/قلب ملت ها بر آن انگشتری پیدا شد
تاب شیدایی تو را تا منزل لیلی رساند/بی نهایت عقل و دلها تا شهادتها رساند

علیرضا همتی فارسانی
دوشنبه, 16 دی,1398 | 07:00 ب.ظ
تصویرگر شکوه ایرانی بود

معنای حقیقت مسلمانی بود

پرواز در آغوش شهادت بی شک

زیبنده ی قاسم سلیمانی بود



علیرضا همتی فارسانی




فاطمه ابوالفتحی
دوشنبه, 16 دی,1398 | 02:41 ب.ظ
از داغ غمت تمام گل ها پر پر
افتاده زمین دو دست و پا و یک سر
گفتی که به دل عزم شهادت دارم
گفتم برسان سلام ما بر مادر...

فاطمه ابوالفتحی

فاطمه ابوالفتحی
دوشنبه, 16 دی,1398 | 02:40 ب.ظ
از داغ غمت تمام دل ها خون شد
یک عمر جهانی به تنت مدیون شد
وقتی که خبر رسید،رفتی بابا
دیدند همه،که لیلی ات مجنون شد...

فاطمه ابوالفتحی

فاطمه ابوالفتحی
دوشنبه, 16 دی,1398 | 02:38 ب.ظ
مثل تو نیاید به دل این دنیا
مردیم همه از غم تو ای بابا
هرچند که رهبر بزرگم گفته:
ایران که پر است،از سلیمانی ها...

فاطمه ابوالفتحی

KHADEM
یکشنبه, 15 دی,1398 | 09:04 ب.ظ
ای که از نسل پاک سلمانی
ای که اسوۀ عشق و ایمانی
ای شهید سربلند از اسلام
حضرت سپهبد سلیمانی
رهرو صادق مسیر شهود
بندۀ پاک ربّ رحمانی
همچو عباس (ع) ، کف ز کف دادی
تو که عمری بُوَد به کف جانی
ای "قضی نحبهُ " به وصف شماست
تو از آن عهدبسته مردانی
او که "مالک ٌ و ما مالک" گفت
هچو او را تو جان نگهبانی
او که "احلا من العسل" گفته
همچو او بر شهادت عطشانی
ای تو مربوب مکتب مهدی(عج)
مدرسه رفتۀ شهیدانی
لقبت سرور دل و جان و
قبلۀ افتخار کرمانی
ز مقامت بُوَد همین کافی
مبغض شمرها و مروانی
به دلم رفته بُد که جان ! آخر
جان داعش تو به ید بستانی
ای که دلدادۀ حسین (ع) بودی
زاده در محرّم و شعبانی
شده آغوش تو بر فرزند
شهدا همچنان پدر جانی
و دل طفل شهیدان بشنید
ز دوباره غم پدرجانی
چقَدَر ای سخی پدر ، مردی !
که دهی جانِ خود به آسانی
هم نشان مبین انصاف و
هم به حق تلألو وجدانی
"کی روی از دل ای قرار دلم"
و تو کی سزاوار نسیانی
تو خودِ پاکی و خودِ عشقی
نه چو من سزاوار عصیانی
این زمین ظرف حضور تو نبود
تو یی از جنس دل ربانی
تو که از خُلَّص سپاه دلی
دشمن شیردل شیطانی
معنی واژۀ شجاعت ، تو
و دلآرام مهد سبحانی
غبطۀ مدافعان می بینی
عشق وصل مرا تو میدانی
همه دارند گویی می بینند
بر دل قدسیان تو درمانی
یاد کردیم با تو چمران و
همت و کاظمی ، همدانی
دارد این قلبمان هم امّیدی
که سلام از جهان برسانی
به امام شهیدمان گویی
به رکابت بُوَد سپاهانی
خوش بحالت الا شهید رشید
که به آغوش وجه یزدانی
چو هزاران شهید هم بدهیم
تو به تاریخ چو مه می مانی

مرضیه سادات صادقی
شنبه, 14 دی,1398 | 11:08 ب.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم

مرضیه سادات صادقی

▪️۱▪️
این کوه , شکسته پشتش از بار غمت
این شهر, خمیده زیر آوار غمت
این ابر سیاه پوش, از راهی دور
باران باران, آمده دیدار غمت

▪️۲▪️
نوشید شراب پاک, در خون غلتید
افتاد به روی خاک, در خون غلتید
از زخم ,گلوی جام ها لبریز است
امروز درخت تاک در خون غلتید

◾️3◾️
این لاله که روی پرچمت دوخته است
صد داغ درون سینه اندوخته است
گریان شده‌ای چو شمع، ایران عزیز!
پروانه‌ی سرفراز تو سوخته است

◾️4◾️
پایان تو نیست غصه.ی جانکاهت
تا صبح ظهور ادامه دارد راهت
فرمانده قلب‌های عاشق هستی
سرتاسر عالم است اردوگاهت

◾️5◾️
این غصه‌ی هولناک، پایان تو نیست
این پیکر چاک‌چاک، پایان تو نیست
در خاطر ژرف آسمان می.ماند
پرواز عقاب؛ خاک پایان تو نیست


مرضیه سادات صادقی

مهرداد افشاری
شنبه, 14 دی,1398 | 06:58 ب.ظ
دل خرامان خرامان خرامانی ها
دشمن روز وشب موکب سفیانی ها
دست جامانده به تزویر دراین دشت بلا
قاسم بی سروبی دست شتابانی ها
جان به دنبال شهادت پی قدقامت بود
قصه ات قصه پرواز شب ظلمت بود
هرکه راخیروشر وعشق وصفا عادت بود
قاسم امابه خدایاور این امت بود
شیرازبیشه برون می شوداما آیا
خلوتت روضه خون می شوداما آیا
شرح پرواز بگوتا سفرآغازکنیم
دست برسینه روان مرگ شرآغاز کنیم
مست ازباده خون رقص کنان خواهم رفت
بی سرودست وکفن تابه جنان خواهم رفت
دل قوی داربرادر که سحر نزدیک است
ناصری در بن چاه است وظفر نزدیک است
دست بگشا وببین ناصره از نام برفت
مصحف باطل این شاکله ازشام برفت
سربه سودای تو دلها نگران می رفتند
قصه کن امربکن پا وسران می رفتند
دل پریشان نکنی مردتوانای عبور
می رویم از دل جان تا به تماشا وحضور
کور چشمی که توراکشت نه انسانی بود
روح دجالی دوران تب شیطانی بود
می کشم هرکه توراکشت به خونت سوگند
به تن شرحه به سودای جنونت سوگند
دل قوی دار علی یاور محرومان است
راه سخت است -ولی !یاور محرومان است
لب بجنبان که شب صاعقه آغازکنیم
گوش برامرولی معبرحق بازکنیم
ما دلیران شب وحشت دوران هاییم
شیرمردان عبور از دل بحران هاییم
به خداامرکنی جان به کف آریم همه
لشکراز کل جهان تا نجف آریم همه
تا علی هست ولی یاور ما ایمان است
شرح قدقامت ما قصه این پیمان است

مهردادافشاری

حمید حسینیان
شنبه, 14 دی,1398 | 04:41 ب.ظ
1
نقاشی زخم های تو رنگین است
این زخم سپید، تا ابد آیین است
راز گُل سرخ را تو می فهمی و بس
ای مرگ! هنرمندی تو در این است

2
ماییم و دلی شکسته، شرمنده ی تو
غیرت، شده محتوای پرونده ی تو
امروز که دست مرگ را می گیری
جز نام «شهید»، چیست زیبنده ی تو؟

3
در سینه ی تو گرمی احساس علی ست
آیینِ تو، آیینِ گُلِ یاس علی ست
ای غیرتِ ذوالفقار سرمایه ی تو!
دست تو صدای دست عباس علی ست

4
بی تابِ رهایی ام، مجابم کن عشق!
در آتش خود شبی کبابم کن، عشق!
شایسته ی دارِ تو سری با من هست
با امضای خود انتخابم کن، عشق!

5
اندوه امیرِ بدر، سنگین آمد
چون ماتم شام قدر، سنگین آمد
بیدار شدیم، رادیو گفت: خبر
کوتاه، ولی چقدر سنگین آمد

6
ای نعره ی تو، نعره ی عمارِ علی
ای جان و دلت مست و گرفتار علی
ای ذکر تو تا شبِ شهادت «حیدر»
خوش باش! مبارک است دیدارِ علی!

7
لبیک تو، چون به گوش باران آمد
آن ظهرِ بلا، به هوش باران آمد
زیباتر از این قرار، تصویری نیست
تابوت تو روی دوش باران آمد

8
هست زمانه، باورم هستی تو
انگیزه ی سرخ دفترم هستی تو
گفتند «مدافع حرم» یعنی چه؟
تفسیر «مدافع حرم» هستی تو

9
بر پیرهن تو کاروان می گرید
یعقوب، غریب و بی امان می گرید
کنعان که به تشییعِ تنت می آید
بر شانه ی شهر آسمان می گرید

10
اوراق مرا سپید برگردانید
با بوی دعای عید برگردانید
خورشید، مرا به خانه دعوت کرده
وقت است مرا شهید برگردانید

sharif
شنبه, 14 دی,1398 | 12:26 ب.ظ
به غیر مشتِ حرامی که خون شیطانند
بگو کجاست دلی که مدیحه گوی تو نیست
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
که شادی همشان قد جست و جوی تو نیست
کجاست لشکر نامرئی ات؟ که قصه کند
که دیده آن سحری را که غم به روی تو نیست
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
رسیده آنچه که من بعد، آرزوی تو نیست..
فاطمه شریف

سید اکبر سلیمانی
شنبه, 14 دی,1398 | 03:03 ق.ظ
هرگز نه معطل پر پروازند
نه چشم به راه فرصت اعجازند
مردان خدا برای زیبا رفتن
هر بار مسیر تازه ای می سازند
***
این منطق قدرت سیاسی شان بود
معناگر قانون اساسی شان بود
پرپر زدن تو در میان آتش
اوج هنر دموکراسی شان بود

**
برای ایران

سرخ است مسیر رفتن مردانت
سبز است و سفید، بختت و سامانت
از بسکه ستاره در زمینت گل کرد
گشته ست رقیب آسمان، دامانت


سیداکبر سلیمانی

ZAHRA
جمعه, 13 دی,1398 | 11:09 ب.ظ
چه سخت از خواب پريديم!
زهرا امين

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تازه ها
موبی‌دیک و یک حماسۀ نهنگی | یادداشتی از «علیرضا سمیعی»
بررسی تمدن آمریکایی ذیل رمان «موبی‌دیک» اثر «هرمان ملویل»

موبی‌دیک و یک حماسۀ نهنگی | یادداشتی از «علیرضا سمیعی»

طلسم | شعری از علی سلیمیان
دل بریدم از تو اما دیگر این دل، دل نشد

طلسم | شعری از علی سلیمیان

سرخ‌نگار سبزوار | پی‌جویی ردپای ستیهندگی و ستیزندگی در آثار «محمود دولت‌آبادی»
به قلم دکتر «حامد صلاحی» در زادروز این نویسندۀ معاصر

سرخ‌نگار سبزوار | پی‌جویی ردپای ستیهندگی و ستیزندگی در آثار «محمود دولت‌آبادی»

دنیای قشنگ مجازی نو | یادداشتی بر رمان «دنیای قشنگ نو» اثر «آلدوس هاکسلی»
به قلم «علیرضا سمیعی» در زادروز این نویسنده و فیلسوف شهیر انگلیسی

دنیای قشنگ مجازی نو | یادداشتی بر رمان «دنیای قشنگ نو» اثر «آلدوس هاکسلی»

بیشتر
پر بازدیدترین ها
سرخ‌نگار سبزوار | پی‌جویی ردپای ستیهندگی و ستیزندگی در آثار «محمود دولت‌آبادی»
به قلم دکتر «حامد صلاحی» در زادروز این نویسندۀ معاصر

سرخ‌نگار سبزوار | پی‌جویی ردپای ستیهندگی و ستیزندگی در آثار «محمود دولت‌آبادی»

طلسم | شعری از علی سلیمیان
دل بریدم از تو اما دیگر این دل، دل نشد

طلسم | شعری از علی سلیمیان

موبی‌دیک و یک حماسۀ نهنگی | یادداشتی از «علیرضا سمیعی»
بررسی تمدن آمریکایی ذیل رمان «موبی‌دیک» اثر «هرمان ملویل»

موبی‌دیک و یک حماسۀ نهنگی | یادداشتی از «علیرضا سمیعی»

بیشتر