موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
یک صفحه خوب از یک رمان خوب | صفحه چهل‌وهفتم

«سپید دندان حس ششم دارد!» به روایت «جک لندن» | از کتاب «سپید دندان»

03 آذر 1399 12:30 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
«سپید دندان حس ششم دارد!» به روایت «جک لندن» | از کتاب «سپید دندان»

شهرستان ادب: چهل‌وهفتمین صفحۀ ستون «یک صفحه خوب از رمان خوب» سایت شهرستان ادب را با صفحه‌ای از کتاب «سپید دندان» اثر «جک لندن» به‌روز می‌کنیم:

    گری‌بیور نمی‌خواست سگش را بفروشد. از راه تجارت به قدر کافی پول در آورده بود. برای همین احتیاجی به پول نداشت. درثانی سپید دندان حیوان با ارزشی بود. در تمام مکنزی و یوکان سگی مثل او پیدا نمی‌شد. سپید دندان حیوانی قوی بود و مثل آدم‌ها که پشه‌ها را می‌کشند، سگ‌های دیگر را می‌کشت.

    با این همه بی‌یوتی اسمیت با خلق و خوی سرخ‌پوست‌ها آشنا بود. این بود که بیش‌تر وقت‌ها به چادر گری‌بیور سر می‌زد و برایش بطری‌بطری نوشیدنی می‌برد، اما نوشیدنی عطش را زیاد می‌کند. گری‌بیور هم بدجوری به نوشیدنی عادت کرد. هر چه پول از راه فروش پالتوی پوست و دستکش و کفش چرمی به دست آورده بود خرج این راه کرد. برای همین روز به روز بداخلاق‌تر می‌شد.

    بالاخره یک روز پول‌هایش ته کشید، اما همچنان تشنۀ نوشیدنی بود و درست در همین موقع بی‌یوتی اسمیت دوباره راجع‌به خریدن سپید دندان با او صحبت کرد، با این فرق که این‌بار با بطری‌های نوشیدنی سپید دندان را می‌خرید نه با دلار.

    این شد که بالاخره گری‌بیور گفت: «باشد، ببرش.» اما دو روز بعد بی‌یوتی اسمیت به او گفت: «خودت سگ را برایم بیاور.»

    سپید دندان مدتی بود که زیاد دور و بر چادر پرسه نمی‌زد چون حس کرده بود صاحبش و مرد سفیدپوست که دائم به چادر آن‌ها سر می‌زد، دنبال کار پلیدی هستند. آن روز مرد سفیدپوست در چادر نبود، این بود که سپید دندان با خوشحالی روی زمین ولو شد، اما گری‌بیور تلوتلو خوران به طرف او آمد و تسمه‌ای چرمی دور گردنش بست. بعد سر تسمه را به دست گرفت. در دست دیگرش هم یک بطری بود که گاه‌گاهی قلپ‌قلپ از آن می‌خورد.

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • «سپید دندان حس ششم دارد!» به روایت «جک لندن» | از کتاب «سپید دندان»
امتیاز دهید:
نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
کوله‌باری داغ | شعری از کتاب «مرور پنجره‌ها» سرودۀ «سیدوحید سمنانی»
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها

کوله‌باری داغ | شعری از کتاب «مرور پنجره‌ها» سرودۀ «سیدوحید سمنانی»

فراخوان ثبت نام در پنجمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»
دفتر شعر شهرستان ادب برگزار می‌کند:

فراخوان ثبت نام در پنجمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»

ملکۀ جنایت | مصاحبه‌ای خیالی با «آگاتا کریستی»
به مناسبت سالروز درگذشت ایشان با ترجمۀ «سونیا محسنی»

ملکۀ جنایت | مصاحبه‌ای خیالی با «آگاتا کریستی»

نجوا | شعری از شهید «محسن فخری‌زاده»
شبی با یار در ساحل غنودن

نجوا | شعری از شهید «محسن فخری‌زاده»

پروازی سرخ | چهار رباعی از سیدیعقوب کریمی
برای شهیدان حادثه هواپیمایی اوکراین

پروازی سرخ | چهار رباعی از سیدیعقوب کریمی

بیشتر