موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
یادداشت نیلوفر بختیاری بر اردوی اخیر بانوان آفتابگردان

گل‌ها همه آفتابگردان‌اند

19 شهریور 1394 20:37 | 3 نظر
Article Rating | امتیاز: 4.56 با 9 رای
گل‌ها همه آفتابگردان‌اند

شهرستان ادب: حدود 10 روز از پایان دومین اردوی آفتابگردان بانوان (دورۀ چهارم و تکمیلی) می‎گذرد، درحالی‎که بانوان آفتابگردان، هنوز از آن حال و هوا خارج نشده‎اند و حرف‎های اساتید، شعرخوانی‎ها، نشست‎های صمیمی و حرف‎های آفتابی‎شان را با یکدیگر مرور می‎کنند. جدیدترین مطلب از این دست، متعلق به خانم «نیلوفر بختیاری» است؛ او عضو دورۀ چهارم آفتابگردان است و اهل تهران. نگاه صمیمی او به اردوی اخیر آفتابگردان‎ها را با یکدیگر می‎خوانیم:


گل‌ها همه آفتابگردان‌اند

در خانه حسن یوسفی دارم که کنار پنجره گذاشته‌امش. چند سال است که کنار پنجره است. از همان روزی که پیرمرد گل‌فروش گفت: «باید نور بخوره.» کم‌کم می‌دیدم شاخه‌هایش به سمت پنجره متمایل شده‌اند. هر چند وقت یک‌بار، گلدان را جابه‌جا می‌کردم که به یک سمت رشد نکند و برگ‌های دیگرش هم بتوانند آفتاب بگیرند، یا به قول یکی از استادان «چند پرس آفتاب بخورند.» و هر وقت خلوتی با او پیدا می‌کنم در گوشش می‎گویم: «حسن تو همیشه در فزون باد!»

به حسن یوسفم فکر می‌کنم و به نام مجموعۀ قیصر امین‌پور: «گل‌ها همه آفتابگردا‌ن‌اند...». همۀ گل‌هایی که تا به حال دیده‌ام، آفتابگردان بوده‌اند. تا به حال گل و گیاهی را ندیده‌ام که به نور پشت کند. به آدم‌ها فکر می‌کنم. و به پرده‌هایی که به قول فروغ آویختنشان آسمان را از ما می‌گیرد. اما یادم می‌آید که حتی با وجود همین پرده‌ها هم می‌توان سرود: «به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد.»

و امروز در شهرستان ادب گل‌ها همه آفتابگردان‌اند.

حتی از دوستان آفتابگردانی، دوست عزیزی دارم که موقع سلام می‌گوید «سلام و نور». انگار آفتابگردان‌ها سلامشان هم نورانی‌تر است. 

و اکنون دومین اردوی بانوان شاعر دورۀ چهارمی هم به پایان رسیده است. از بردن کلمۀ «پایان» حس خوبی به آدم دست نمی‌دهد؛ مگر آن‌که این پایان آبستن آغازهای دیگری باشد. و من «ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز.»

و روز دیگری می‌آید... روزی که تداعی‌کنندۀ آنچه گذشت است. صداها و نداهای دیروز در گوشم می‌پیچد. صدایی که می‌گوید «شاعر متمایز کیست؟!» و می‌گوید: «از غم قلابی نسراییم.» و صدای دیگری که می‌گوید: «آیا شعر نیمایی فقط بر هم زدن تساوی طولی مصراع‌هاست؟!» و از همین صدا ندای دیگری می‌آید که «شعر عاشقانه، شعر التماس نیست.» و صدای دیگری می‌گوید: «به امواج کلمات دقت کنیم.»

حسن یوسفم کم‌کم دارد قد می‌کشد. آفتاب به او برگ‌های تازه‌ای بخشیده. آفتاب به او بال و پر داده است. اما می‌دانم هر قدر هم که قد بکشد، همواره آفتابگردان می‌ماند. و هرچه دارد از دولت نور است.


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • گل‌ها همه آفتابگردان‌اند
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

پر بازدیدترین ها
چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها
یادداشتی از محمدقائم خانی:

چشم بگشاییم به «زنده»گی واژه‌ها

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی
14 شعر در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی

سوگ سروده‌های شاعران در رثای امین شعر فارسی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (1)

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (3)

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن
یادداشتی از محمدقائم خانی

چون حکیم برخیز: تلاقی قدرت و متن

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)
یادداشتی از تیمور آقامحمدی

علیه اصول نادرست داستان‌نویسی (2)

بیشتر