موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
تازه ترین کتاب شهرستان ادب

«دخیل هفتم»، رمان تازه محمد رودگر منتشر شد

30 تیر 1395 11:21 | 1 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای
«دخیل هفتم»، رمان تازه محمد رودگر منتشر شد
«دخیل هفتم» کتاب تازه محمد رودگر به بازار کتاب آمد. این رمان که داستان آن با بن‌مایه‌ای عاشقانه و عارفانه در بستر حوادث پیش از انقلاب تا دوران امروز می‌گذرد هم‌چون اثر پیشین رودگر در انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است.
«دخیل هفتم» از زبان کامله‌مردی چهل و اندی ساله روایت می‌شود. جوانی امروزی و عاشق‌پیشه به اجبار از او می‌خواهد که داستان عشقش را تعریف کند. راوی از دختری می‌گوید که در روزهای مبارزه انقلاب 57 به او عشق می‌ورزید و هر دو به زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری افتادند. با پیروزی انقلاب، راوی آزاد شد ولی فاطمه به سرنوشتی نامعلوم در آن زندان گرفتار آمد و راوی را در سوگ عشق نافرجام خود نشاند. فاطمه برادری مبارز داشت که پس از آزادی راوی به او شک کرد که نکند او خواهرش را لو داده و به همین خاطر توانسته است از آن زندان مخوف قسر در برود؟ راوی برای همیشه با برادر فاطمه قطع رابطه کرد. در سال‌هایی که راوی فرمانده یکی از محورهای جنگ با عراق بود، برادر فاطمه به طور ناشناس با او ارتباط برقرار کرد و راوی پس از شهادت او به هویت واقعی‌اش پی برد.
در ادامه داستان، جوان نیز از ماجراهای عاشقانه خود می‌گوید. راوی درمی‌یابد که راه عشق دارای مراتب و معجزاتی است که هر دو آن را درک کرده‌اند، ولی این جوان از او پیگیرتر و مصمم‌تر بوده است. این جوان مأمور است «باغ خیالِ» متروکه هفت عاشق را به واسطه هفت دخیل از آنها بستاند. راوی رمان نفر هفتم است و حالا نوبت دخیل هفتم. 
عدد «هفت» در این اثر اشاره به هفت منزل سلوک دارد. شخصیت‌های بی‌نام رمان نیز هر یک سالکانی هستند که سعی شده سلوکشان طبق مبانی نظری مطرح شده در یکی از جریان‌های مهم و تأثیرگذار عرفان اسلامی (جریان عرفان عاشقانه) به گونه‌ای امروزی به تصویر کشیده شود. آشنایی این دو با هم و مسیر متفاوتی که هر یک پیموده‌اند، آن دو را با ضعف‌ها و کاستی‌های یکدیگر آشنا می‌کند. در نهایت، جوان پرده از رازی برمی‌دارد که راوی را در بهت و حیرت فرو می‌بَرَد: آیا کشته شدن فاطمه پیش از انقلاب واقعاً صحت دارد؟ و از همه مهم‌تر اینکه آیا برادر فاطمه به راستی برادرش بوده؟!
نویسنده این رمان، محمد رودگر سال 1357 در قم متولد شده است. او عضو کانون طلاب داستان‌نویس است و از نویسندگان باتکنیک در عرصۀ دفاع مقدس محسوب می‌شود. از محمد رودگر داستان‌های کوتاه بسیاری در نشریات سراسری به چاپ رسیده است. رمان «دیلمزاد» اولین اثر داستانی او بود که توسط مؤسسۀ فرهنگی و هنری شهرستان ادب در 248 صفحه به چاپ رسید و چندین جایزه ریز و درشت را نصیب مولف آن کرد، از جمله برنده جایزه کتاب سال داستان دفاع مقدس، برگزیده جشنواره داستان انقلاب، برگزیده جایزه گام اول، و نیز نامزد جایزه کتاب فصل جمهوری اسلامی شد.
«دخیل هفتم» نیز در 368 صفحه و به قیمت 30 هزار تومان تاکنون برنده جوایز متعددی شده است، از جمله رتبه سوم در هفتمین جشنواره داستان انقلاب، برگزیده جشنواره ملی دانشجویی ادبیات داستانی رضوی، و برگزیده جشنواره هنر آسمانی.
کانال بله شهرستان ادب
کانال تلگرام شهرستان ادب در کانال شهرستان ادب با ادبیات به روز باشید شهرستان ادب تلگرام

تصاویر پیوست
  • «دخیل هفتم»، رمان تازه محمد رودگر منتشر شد
امتیاز دهید:
نظرات

معصومه فراهانی
پنجشنبه, 25 شهریور,1395 | 12:43 ب.ظ
من یک سال تمام کوچه آبشار و سه راه خورشید را زیر آفتاب داغ و سوز زمستانش قدم زده ام،گاهی هم مثل پسر حاج مروت با شوق دویده ام، راستی حالا در کوچه آبشار یک املاکی زده اند، اسمش هست املاک آبشار، احساس میکنم صاحب املاکی تا حالا خانه حاج مروت اینها و زندان باستیل را از چند نفر خریده و به چند نفر فروخته، راستی خادم مسجد محله آبشار عوض شده هر روز صبح جلوی در مسجد را میشوید و آب میپاشد برای درخت ها، اما همیشه یادش میرود شیر آب را محکم کند،من هر وقت از جلوی در مسجد رد میشوم یک دور همه شیر ها را محکم میکنم، شاید اگر حاج آقا مروت بود ه او یک تذکر جدی میداد!
راستی چند وقت است نمیشود به مقبره پروین رفت،دارند صحن امام هادی را ساخت و ساز میکنند، تازه مقبره شهید مفتح و شهید دیالمه هم که باز است تبدیل به اتاق امورات فرهنگی و مسابقات شده ،قبر ها را زیر موکت قایم کرده اند و با یک چسب محکم موکت را چسبانده اند رویش، احتمالا بعد از تعمیرات با قبر پروین هم همین کار را کنند، اما مطمئنم اگر همین حالا فاطمه بخواهد در حرمِ ستّی پناه بگیرد وقتی ببیند مقبره پروین پر از خاک و گچ است میرود سراغ مقره شهید مفتح و با یک دست رو میگیرد و با یک دست خودش را باد میزند،کلی وقت به سقف خیره میشود و کلی وقت از پنجره های رنگی رنگی به گنبد نگاه میکند، پسر حاج مروت هم بعد از انقلاب میرود آنجا و عطر ضریح را نفس میکشد و اشک میریزد،اگر چه فکر نمیکنم مسئول امور فرهنگی آنجا خیلی تحویلش بگیرد.
من دخیل هفتم را احساس میکردم، نه فقط با چشم هام، که با تک تک حواسم،من دخیلِ هفتم را زندگی کرده ام.
میپرسند "موضوعش چه بود؟" شاید این سخت ترین سوالی باشد که میتوانند از کتاب های آقای محمد رودگر بپرسند، من هر چقدر فکر میکنم نمیتوانم برای دخیل هفتم و دیلمزاد یک موضوع واحد مشخص کنم، اگر بگویم دخیل هفتم عاشقانه است میمانم انقلاب و دفاع مقدس و عرفان و فلسفه و تخیلش را چکار کنم؟ یا اگر بگویم دیلمزاد جزو کتاب های دفاع مقدس است،احساس میکنم حرفم خیلی ناقص است.
هر کدام از رمان های آقای رودگر برای خودش یک دنیاست، دنیای بزرگ و جذاب و پر دغدغه ی نویسنده،دنیایی آنقدر ملموس و مجسم که وقتی به صفحه آخر کتاب رسیدم و به در و دیوار اتاقم نگاه انداختم احساس مسافری را داشتم که بعد از دو سال سفر به شهر های دور به خانه اش برگشته است و باز باید کوله بار جدیدی ببندد برای سفری دور و دراز تر با کلی فکر و سوال جدید..
توی دفتر آرزو هایم نوشته ام یک روز باید آقای رودگر را ببینم و سوال هایم را بپرسم،از آسیف و اویس و رومئو و ستّی و دیار فراموشان، چقدر سوال دارم،چقدر سوال..

ممنون میشوم اگر آقای رودگر را دیدید تشکر مرا به ایشان برسانید،دنیای کتاب هایشان دنیای مرا بزرگ کرده،بزرگ و عجیب،کاش بیشتر بنویسند.

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: