شهرستان ادب: در روز شهادت دردانهی امام رضا علیه السلام، جوادالائمه علیه السلام، شعری میخوانیم از حاجعلی انسانی که در رثای این حضرت سرودهاند: میان حجره چنان ناله از جفا میزد که سوز نالهاش آتش به ماسوا میزد به لب ز کینهی بیگانه هیچ شکوه نداشت و لیک داد، ز بیداد آشنا میزد شرار زهر ز یکسو، لهیب غم یکسوی به جان و پیکرش آتش، جداجدا میزد گذشت کار ز کار و نداشت کار به کس در آن میانه فقط آب را صدا میزد صدای نالهی وِی هی ضعیفتر میشد که پیک مرگ بر او از جنان صلا میزد برون حجره همه پایکوب و دستافشان درون حجره یکی بود و دست و پا میزد ستاده بود و جواد الائمّه جان میداد ازو بپرس که زخم زبان چرا میزد
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز