موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
از کتاب «آنجا که نامی نیست»

نام تو | عاشقانه‌ای آیینی از یوسفعلی میرشکاک در ستایش حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

13 تیر 1398 21:39 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 7 رای
نام تو | عاشقانه‌ای آیینی از یوسفعلی میرشکاک در ستایش حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

شهرستان ادب: در ایام دهۀ کرامت شما را به خواندن عاشقانه‌ای آیینی از کتاب «آنجا که نامی نیست» سرودۀ استاد یوسفعلی میرشکاک در ستایش حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها دعوت می‌کنیم.

نامِ توام می‌برد آن سوی نامِ خودم
ماه صلا می‌زند باز به بامِ خودم 

ای تو مه و مهرِ من! آینه‌ی چهرِ من! 
گرمیِ بازارِ توست این‌که به کامِ خودم 

بی تو نه روزم نه شب، آینه‌ی حیرتم 
صبحِ تماشای تو پرده‌ی شامِ خودم 

جان تویی و تن منم، نه، تن و پیراهنم 
نیز تویی، زین سبب محوِ خرامِ خودم 

گر به خودم کار هست غیرِ توام یار نیست 
جز به خودم کار نیست، چون‌که غلامِ توام

نامِ تو را می‌برم می‌روم از یادِ خود 
بازمی‌آرد به خود از تو پیامِ خودم 

تا به خود آری مرا دور مدارم ز خود 
از میِ دیدار تو مستِ مدامِ خودم 

دور فکند آن که زاد، مهرفکند آن‌که داد 
بار دگر همچو باد جا به کنامِ خودم 

آه مترسان مرا از رمه‌ی دشمنان
یوسفِ زهرای تو، شورشِ عامِ خودم 

هدهدِ سلطانِ دین، زهره‌ی مهرآفرین 
داد به عرشِ برين ره به سلامِ خودم 

فاطمه اخت‌الرضا آینه‌ي هل اتی 
زینبِ کبری شد و خواند غلامِ خودم 

ای صنمِ موسویِ! من خطِ بی‌نقطه‌ام 
فکرِ خط و خال تو ذکرِ مدامِ خودم 

گرنه به کامِ توام بنده‌ی نامِ توام 
هیچ نیازیم نیست با تو به نامِ خودم


کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • نام تو | عاشقانه‌ای آیینی از یوسفعلی میرشکاک در ستایش حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.