موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

شعر

«از پیله تا پروانگی»، جهانی از متن‌ها | یادداشتی از حامد صافی

شهرستان ادب به نقل از روزنامۀ وطن امروز: مخاطب در برخورد با هر متن، با جهانی دیگرگون روبرو می‌شود. به بیانی دیگر، جهان هر متن با جهان متن‌های دیگر متفاوت است. اما این جهان‌ها به صورت زنجیره‌وار، ارتباطی یک‌سویه یا چندسویه دارند. طبیعی است که هر متن، ...
جنگ که بیاید | شعری از علی داودی
پروندۀ ادبیات جنگ و دفاع مقدس

جنگ که بیاید | شعری از علی داودی

10 آذر 1397 | 12:09

شهرستان ادب: پروندۀ ادبیات جنگ و دفاع مقدس را با شعری از کتاب «چاپ بیروت» به‌روز می‌کنیم؛ کتابی سرودۀ شاعر مطرح، علی داودی، که اختصاص به شعرهای سپید او دارد. شعری از این کتاب را با هم می‌خوانیم: جنگ که بیاید تو عکسی می‌شوی بر دیوار ...
پیام تسلیت موسسه شهرستان ادب خدمت سرکار خانم‌ طیبه‌سادات ثابت
در پی شهادت برادر ایشان جانباز سرافراز «سیداحمد ثابت»

پیام تسلیت موسسه شهرستان ادب خدمت سرکار خانم‌ طیبه‌سادات ثابت

09 آذر 1397 | 20:22

شهرستان ادب: با خبر شدیم جانباز هشت سال دفاع مقدس جناب آقای «سیداحمد ثابت» برادر بزرگوار سرکار خانم طیبه‌سادات ثابت _شاعر گرامی_ به خیل یاران شهیدش پیوسته‌است. موسسه شهرستان ادب و مجموعه شاعران و نویسندگان همراه با این موسسه، شهادت این ج...
پیام تسلیت علی محمد مودب مدیر عامل شهرستان ادب در پی شهادت جانباز سرافراز «سیداحمد ثابت»

شهرستان ادب: "وقتی موج برادرم را می‌گیرد/ چون آتش‌بار می‌رقصد/ همسایه‌ها پرده‌هایشان را می‌کشند/ و من تنها پنجره را باز می‌کنم/ تا آسمان نوار هفت رنگ مدال‌اش را/ پاره کند..." خواهر ارجمندم شاعر گرامی سرکار خانم طیبه سادات ثابت بارها با شعر شم...
شعری عاشقانه از هوشنگ ابتهاج
دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست

شعری عاشقانه از هوشنگ ابتهاج

09 آذر 1397 | 18:21

دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست گرش تو یار نباشی جهان به کارش نیست چنان ز لذت دریا پر است کشتی ما که بیم ورطه و اندیشهٔ کنارش نیست کسی به‌سان صدف واکند دهان نیاز که نازنین گوهری چون تو در کنارش نیست خیال دوست گل‌افشان اشک من دیده‌ست هزار...
عاشقانه‌ای دیگر از عرفی

جز در پناه وصل و دل استوار دوست کس عافیت گمان نبرد در دیار دوست قاتل چنان خوش است که بی رحم تر شود از التماس دشمن و از اعتبار دوست صد تن شهید شهرت و یک تن شهید عشق آن هم به سعی غمزهٔ مردم شکار دوست هرگز بهار لطف و خزان ستم نبود در بوستان حسن ه...
عاشقانه‌ای از مصطفی تبریزی

عشق با نام شما در صدد تاختن است نام تو معنی دل بردن و دل باختن است قیمت دوستی ای دوست! اگر جان باشد این خریدار تو آمادۀ پرداختن است تا زمانی که نیابیم تو را، کار جهان سنگ در برکۀ بیهودگی انداختن است بشناسیم و نبینیم تو را حرفی نیست غصۀ ما همه ...
عاشقانه‌ای دیگر از بیژن نجدی

آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهن‌ات روی طناب رخت باران را اگر که می‌بارد بر چتر آبی تو و چون تو نماز می‌خوانی من خداپرست شده‌ام...
عاشقانه‌ای از خاقانی

به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری به رهت چه گوش دارم که خبر دریغ داری نه منم که خاک راهم ز پی سگان کویت نه تو آفتابی از من چه نظر دریغ داری تو چه سرکشی که خاکم ز جفا به باد دادی تو چه آتشی که آبم ز جگر دریغ داری ندهیم تار مویی که میان جان ببن...
عاشقانه‌ای دیگر از حسین منزوی

دستش از گل، چشمش از خورشید سنگین خواهد آمد بسته بار گیسوان از نافۀ چین خواهد آمد از تبار دلستان لولیان بیستونی شنگ، شیطان، با همان رفتار شیرین خواهد آمد باز رسم سامری را ساحری آموز نازش تا دوباره از که بستاند دل و دین خواهد آمد با همان آنی، که ...
صفحه 142 از 441ابتدا   قبلی   137  138  139  140  141  [142]  143  144  145  146  بعدی   انتها