موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

غزلی از محسن کاویانی

19 شهریور 1391 11:49 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
دوست دارم بمیرم از این غم ، شور اینکه غزل بگویم نیست
پدری که به خاک افتاده ، فکر نان بود صدر اعظم نیست
نان سرخ و پیاله ای گلگون ، آن طرف تر عروسکی در خون
سالیانی فقط ستم دیدند ، آه دیگر خوراکشان غم نیست
آب سرخی میان تنگ بلور ، رد پنجه نشسته بر بدنش
ماهی من گناه تو عشق است ، ماهی من گناه تو کم نیست!!!
جاهلان هزاره ی سوم ، قتل عام تمامی مردم
آی مردم ! صدای انسان است ، جنس ما که سوای از هم نیست
باشد اصلاً قبول سوزاندند ! جرم کودک چه بود ای بودا؟
او سرشت بهشتیان را داشت ، جای غنچه که در جهنم نیست
دوست دارم فرشته باشم تا ، به تمام فرشته ها گویم:
شک ندارم که کار شیطان است ، این جنایت که کار آدم نیست!
شهر قصه چه سرد و تاریک است ، مرز خورشید و ماه باریک است
شک ندارم سپیده نزدیک است ، انتهای مسیر مبهم نیست...

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»

بیشتر
پر بازدیدترین ها
داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

داستان انسان در جنگ؛ از حماسه تا روایت

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»
از سلسله‌نشست‌های «ادبیات، جنگ و جامعه»

گزارش تصویری جلسه «داستان انسان در جنگ»

بیشتر