شهرستان ادب: انسان معاصر در جهان امروز با پدیده جهانی شدن و توسعه و تکنولوژی درگیر است. این توسعه و تکنولوژی همراه شده با معضلات و تهدیدها و ناهنجاریها. انسان امروز تمام انرژی خود را صرف کرده برای فراهم کردن امکانات زندگی و مقدمات راحتی و خوشی، اما نحوه درست زیستن را فراموش کرده است. حافظ اگرچه با نصیحت پذیرفتن و نصیحت کردن میانۀ خوبی ندارد اما اشعار ا پر است از تعالیم اخلاقی و پندها و اندرزهایی که به طور غیر مستقیم بیان میکند و برای سعادت جوانان مفید است. او باید ها و نبایدهای زندگی را به زبانی زیبا بیان میکند تا خواننده نکته سنج از آن درس زندگی بیاموزد. پیامهای حافظ به زندگی امروزی معنا و مفهوم میدهد و به آدمی آرامش و دوستی و مدارا می آموزد که در اینجا به گوشهای از آنها به اختصار اشاره میکنیم.
یکی از معضلاتی که زندگی انسانهای امروز را به خود درگیر کرده جنگ بین کشورهاست. جنگ و خشونت و ظلم تنها چیزی است که حافظ با آن مخالف است حافظ آسایش دو جهان را در گرو مدارا با دشمنان میداند: (آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا) حافظ از عشق میگوید و مروت البته نه آن عشقی که امروزه جوانان را بیشتر درگیر یاس و ناامیدی و افسردگی کرده بلکه عشقی که پایان ناامیدی و عبوسی و نگرانی هاست اگر در نظرگاه حافظ بنشینی جهان امروز محتاج عشق ورزیدن است از نظر او وقتی عشق در جهان حاکم باشد دیگر از آزار و اذیت و جنگ و خونریزی خبری نخواهد بود. (دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ/ که رستگاری جاوید در کم آزاری است)
اگر به دیوان حافظ نظری داشته باشیم متوجه می شویم که از هنرهای حافظ رندی و ملامتگریست ( راز درون پرده ز رندان مست پرس/ کاین حال نیست زاهد عالی مقام را) او با آوردن نقش رند در اشعارش و توصیف خصوصیات رندی درسهای بسیاری به انسان امروز میدهد. رندان و ملامتیان گروهی بودند که در برابر تظاهر و ریاکاری زاهدان تن به ملامت می سپارند و از بدگویی مدعیان نمی رنجند به عیب دیگران توجه نمی کنند و از عیب جویی پرهیز میکنند از نظر آنها خلوص نیت و صفای باطن مهم است.
مدارا و ترک و تعصبات مذهبی نیز از جمله خصوصیات رندان است حافظ به همۀ فرقه های مذهبی و ادیان دید مثبت دارد و به پیروان صادق و عالم آن احترام میگذارد با این کار به انسان امروز درس تسامح و تساهل فکری میدهد و آنها را به جای جنگ و های مذهبی به صلح و مدارا دعوت میکند او اختلافا و جنگهای بین ادیان مختلف را به رسمیت نمی شناسد. ( ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود/ تسبیح شیخ و خرقه رند شراب خوار) متاسفانه انسان امروز به دلیل پدیدۀ تکثر ادیان به راحتی نمی تواند دین خاصی را برگزیند و سایر ادیان را نادیده بگیرد حافظ راه حل این مسئله را هم ارائه داده است او میگوید در خرابات و مسجدنور خدارا می بیند یعنی حقیقت را در هر کجا و هر لباسی دیدند باید بپذیرند. ( ججنگ هفتادو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند/ شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد/ صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند)
بنابراین با توجه به اینکه امروز جهان را ظلم و جوردر برگرفته حافظ سعی میکند به مخاطب بیاموزد که جهان را زیبا و پر نشاط ببینیم او میگوید هدیه خداوند نظام احسن است و پر از زیبایی است. ( خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد/ که در دست به جز ساغر نباشد) اینگونه حافظ یاس و ناامیدی را از انسان امروز می زداید و فضای شعرش را پر از امید و نشاط و خشنودی می کند او تلاش می کند در اوج گرفتاری ها و سختی های زمانه جرقۀ امید در دل مخاطب روشن کند و به او دل خوشی دهد. ( از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت/ عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی )
حافظ یکی از دلایل یاس و ناامیدی انسانها را فراموش کردن خدا میداند او در سراسر اشعارش انسان را به خدا باوری تشویق میکند
و نیاز اساسی انسان امروز را اعتقاد به خداوند میداند زیرا خداوند سرچشمه مهر و محبت است. (هر دو عالم یک فروغ روی اوست/ گفتمت پیدا و پنهان نیز هم )
انسان امروزه در زندگی روزمره خود همۀ تلاش خود را میکند اما در بعضی موقعیت ها با شکست برخورد میکند و به هدف خود نمیرسد حافظ با دعوت به خداباوری و اتقاد به تقدیر به انسان استغناء و عزت نفس می بخشد. ( من زمسجد به خرابات نه به خود افتادم/ اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد) او به انسان معاصر می آموزد که باید تلاش کند و برای زندگی اش برنامه ریزی کند اما با توجه به عنایت الهی او انسان را از غرور و تکبر و کفر دور می سازد و به توکل بر خدا فرامی خواند ( تکیه بر تقوا و دانش در حیققت کافریست/ راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش) مشکل اصلی جوانان امروز نداشتن تلاش و هدر دادن وقت است اما حافظ با توجه به عنایت الهی انسانها را به تلاش و کوشش دعوت می کند و دو اصل را به آنها یادآور می شود یکی غنیمت شمردن وقت و دیگری همت بلند داشتن او به کرات به انسان توصیه می کند قدر وقت را بدانید همان چیزی که در جامعۀ امروز با وجود فضای مجازی و تکنولوژی جوانان ما راحت از کنارش می گذرند. ( کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر/ حیف اوقات که یکسر به بطالت برود)
متاسفانه انسان امروز آنقدر روز گار را بر خود سخت ساخته که از عهدۀ کارها و زندگی برنمی آید حافظ در پیامی به آنها میگوید خاصیت جهان اینست که بر مردمان سخت گیر سخت میگیرد. ( گفت آسان گیر برخود کز روی طبع / سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش)
خلاصه آنکه شاعر شیرین سخن ما راه حل درست زندگی کردن را تنها در عقل و منطق و دانش میداند او معتقد است پیدا کردن راه درست در زندگی چه در سختی ها و چه در خوشی ها مستلزم داشتن معرفت و علم است و خود از جهل و نادانی گریزان است. ( گوهر معرفت آموز که با خود ببری/ که نصیب دگران است نصاب زرو سیم )
همان طور که ملاحظه کردید شعر حافظ شعر زندگی است و چون جویباری است که می توان در آن آلودگی های زندگی مدرن را از خود دور ساخت و به آرامش و خوشی اندیشید حافظ بیشتر اندرز هایش مثبت است و هرگز کسی را نهی نمی کند و هشدار نمی دهد و با پیام های خود مثبت اندیشی و مثبت نگری را به انسان امروز می آموزد.
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز