شهرستان ادب: ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعر تازهای از شاعر خوب افغانستانی، سیدحکیم بینش بهروز میکنیم.
سفر شروع شد از تو، سفر ادامۀ توست سفر رساندن پیغام و عکس و نامۀ توست همین که راه بیفتی شوند همراهت گل و درخت که دنبالههای جامۀ توست دوباره شب حرکت میکنیم و یک کارم برای همسفرم خواندن چکامۀ توست درون کوپه مرا مرد بامیانچی گفت که دردسر همهجا از شناسنامۀ توست برایم از سفرش گفت قصههایی را که دردناکتر از کشتن شمامۀ* توست بنفشهها چه لگدمال میشوند آنجا هزارهها خبر تلخ روزنامۀ توست برای عاشق راهت، نه جان، نه سختی راه... و عشق زندهتر از پیش، از اقامۀ توست * شمامه: بت ماده و یکی از دو تندیسی که در بامیان تخریب شد.
نام الزامی می باشد
ایمیل الزامی می باشد آدرس ایمیل نامعتبر می باشد
Website
درج نظر الزامی می باشد
من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز