موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

نمی‌گویم زمستان است | شعری از عباس چشامی

20 اسفند 1399 09:34 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای
نمی‌گویم زمستان است | شعری از عباس چشامی

شهرستان ادب: به مناسبت 22 اسفندماه، روز بزرگداشت شهدا، ستون شعر سایت شهرستان ادب را با شعری از «عباس چشامی» به‌روز می‌کنیم:

دل واماندۀ من باز هم تنگ است، زندان است

نگفته خوب می‌فهمم که تنگ مرد میدان است

 

خروشان است و در صحرای مادرزادی جانم

سراسر ابر و برق و رعد و خاک و باد و توفان است

 

به من می‌گوید از آنان بگو؛ از نامْ‌نشناسان

از آنانی که کم‌ترنامشان گویا شهیدان است

 

شهیدانی که هم رنگند و فرقی بینشان یا نیست

و یا قدر تفاوت در قرائت‌های قرآن است

 

بگو این روز و شب‌ها، روز و شب‌ها وامدار کیست

بگو از کیست شب مهتابی و خورشید ارزان است

 

بگو چند است تخمینی، بهای این‌که می‌بینی

هنوز این قوم، ایرانی، هنوز این خاک، ایران است

 

حسابی کن، چه میزان شمع جای مرد می‌سوزد

درنگی کن چه میزان نامِ گل نام خیابان است

 

به یاد آور، ببین سرمایۀ آن‌ها فقط نامی است

برای تو اگر آب و برای من اگر نان است

 

کجا هستی؟ کجاها می‌نشینی؟ ادّعایت چیست؟

به یادآور که این‌جایی که هستی جای مردان است

 

 

هوا سرد است می‌دانی، هوا سرد است می‌دانم

ولی با این همه گل من نمی‌گویم زمستان است

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • نمی‌گویم زمستان است | شعری از عباس چشامی
  • نمی‌گویم زمستان است | شعری از عباس چشامی
امتیاز دهید:
نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.