شهرستان ادب: امروز سیزدهم می، روز درگذشت شارل پرو، نویسندۀ فرانسوی است. به این مناسبت پرستو علی عسگرنجاد، نویسنده و منتقد جوان، نگاهی میاندازد به قصههای ماندگار او که در حافظۀ کودکی همۀ ما ثبت شده است:
شاید به جرئت بتوان گفت هیچ دختری نیست که دست کم یکبار، قصۀ «سیندرلا» را از زبان مادرش نشنیده باشد و هیچ پسری نیست که از «بند انگشتی» و «مرد ریش آبی»، خاطرهای در ذهن نداشته باشد. روزهای کودکی متولدین دهۀ شصت و هفتاد و حتی با کمی اغماض، هشتاد و نود، پای دیدن چندین و چندبارۀ انیمیشن«زیبای خفته» و «شنل قرمزی» گذشت و خالق تمام این قصههای مانا، کسی نیس جز «شارل پرو»، نویسندۀ محبوب فرانسوی.
پرو در قرن هفدهم میلادی به دنیا آمده بود؛ در عصری که ادبیات کودکان هنوز معنایی نداشت و آثاری که نوشه میشد، همه، مخاطب بزرگسال داشت. او که در آغاز، وکالت خوانده بود و مدتی هم به عنوان منشی در دفتر مالیاتی برادرش کارکرده بود، در اواخر همین قرن بود که دست به کار شد تا قصههای عامیانهای را که از زبان پیرزنها و پیرمردان فرانسوی شنیده بود، بازنویسی کند. حاصل کار او، تولد 11 قصۀ پریان بود که هیچ یک از چشم دنیا نیفتادند و هنوز که هنوز است، بعد از گذشت چهار قرن، سینه به سینه منتقل شدهاند و زنده ماندهاند.
پرو که آثار او را غالباً با قصههای برادران گریم اشتباه میگیرند، نویسندهای پیرو مکتب مدرنیسم بود. توجه به اندیشۀ نوگرایانه که آن زمان، تازه شکل گرفته بود، راه خود را به قصههای او باز کرد و مبنای اصلی آنها قرار گرفت. شاید یکی از علل اصلی ماندگاری قصههای پرو نیز، توجه به همین زیرساختهای نوگرایانه باشد. در قصههای او، غالباً شخصیتهای محوری و قهرمانها، به دنبال تحول فکری و فرهنگی هستند و همین انقلاب فکری است که در سرنوشت آنها، پایان خوش معروف را رقم میزند. شاه در قصۀ سیندرلا، مرد نیکسرشتی است که به خاطر تقویت قدرت کشورش، میخواهد پسرش را وادار به ازدواج با «شاهزاده شلینا»، شاهزادۀ کشور قدرتمند همسایه، کند، اما پسرش کسی است که پس از آشنایی با سیندرلا، زیر بار این وصلت سیاسی نمیرود، تفکرات سنتی پدرش را کنار میزند و با توجه به مفاهیمی همچون عشق، اصالت اخلاق و وفاداری که در اندیشههای قدیمی جایی نداشتند، با سیندرلا ازدواج میکند که دختری ساده و بیآلایش و مربوط به طبقۀ میانی جامعه است. بار اصلی القای تفکرات مدرنیستی در این قصه، بر عهدۀ سیندرلاست که با جملۀ معروف خود، «مهربان و شجاع باش»، شجاعت مقابله با تفکرات کهنه را به شاهزاده میبخشد. این انقلاب فکری که منجر به خوشبختی و عاقبت بهخیری میشود، در دیگر اثر معروف پرو، «زیبای خفته» نیز، دیده میشود.
یکی دیگر از رموز ماندگاری قصههای پریان شارل پرو، توجه به عناصر و ارکان شکلدهندۀ قصه است. چنان که میدانیم، برخلاف داستان کوتاه که غالباً بر مبنای حقایق و واقعیتهای دنیای پیرامون شکل میگیرد و میتواند از شخصیتهای منفور قهرمان بسازد و یا پایانهای غمانگیز را به خورد مخاطب بدهد، قصه، روایتی است که در آن، همواره نیکی و نیکسرشتی، پیروز است. توجه به اخلاق و انسانیت در همۀ قصههای پرو دیده میشود. قهرمانهای او، همه، انسانهایی بردبار و مهربان هستند که ناملایمات زندگی را تحمل میکنند. این قهرمانها، همواره در برابر شخصیتهایی پلید قرار میگیرند تا با تحمل بدجنسیهای آنها، در پایان داستان، یا موجب تغییر و تحول یکبارۀ آنها شوند و یا این افراد منفور را با مهربانی خود شرمنده کنند؛ چنان که در «بند انگشتی»، «شنل قرمزی» و «گریزلدای بردبار» میبینیم.
علاوه بر این، پرو در تمام قصههای دلنشین خود، کوشیده است تا با نگاهی انسانی و فرامادّی، برای روح انسانها اصالت قائل شود و نیکسرشتی آنها را بستاید. قهرمانهای قصههای او گاه از میان مردم فقیر و دردمند جامعه انتخاب میشوند؛ قهرمانهایی که با دست خالی و تنها با تکیه بر اخلاق و قلب روشن خود، موفق میشوند شرایط موجود را تغییر دهند و به خوشبختی برسند. چنان که میبینیم، این خود، یکی دیگر از اصول مکتب مدرنیسم است که به خوبی در آثار وی، تجلی یافته است.
با همۀ اینها، بیشک نمیتوان از نقش مؤثر اقتباسهای کارتونی و سینمایی داستانهای پرو در ماندگاری آنها چشم پوشید. کمپانیهای بزرگی همچون والتدیسنی، کلمبیا و برادران وارنر سالهاست که با تکیه بر قصههای پریان پرو، به خلق بزرگترین و پرفروشترین پروژههای انیمیشنی و سینمایی خود مشغولاند. آخرین نسخۀ سینمایی سیندرلا که در سال گذشته توسط کمپانی والت دیسنی ساخته و اکران شد، به سرعت در صدر آثار پرفروش دنیا قرار گرفت و «Red Riding Hood» که با برداشتی آزاد از قصۀ محبوب «شنل قرمزی» ساخته شده بود، بسیاری از کودکان و نوجوانان را به سالنهای سینما کشاند. مدتهاست که این کمپانیهای غربی، با دستمایه قرار دادن این قصهها، به درآمدهای کلان میرسند. البته این شرکتها، گاه در متن اصلی داستان، تغییر ایجاد میکنند و با نزدیکتر کردن آن به قرن حاضر، به تجربهای تازه میرسند، چنان که در «سوار قرمزپوش» کاترین هاردویک میبینیم.
پرو، با تکیه بر قلمی ساده و در عین حال تأثیرگذار و با بهرهگیری از ذائقۀ نیکپسند کودکان، جای خود را در قلب آنها باز کرده است و موفق شده پس از سپری شدن بیش از چهارصد سال، همچنان با افسانهها و قصههایش، درمیان آنها بماند و به خاطره ای خوش در ذهن پدران و مادران آنها تبدیل شود.