غزلی از مرتضی حیدری آل کثیر برای امام جواد
14 مهر 1392 |
03:11
زندان به خواب رفته و در گوشش غوغای رد پای تو پیچیده است | شب نیست، از تراکم خاموشی، خورشید در عبای تو پیچیده است
دو داستان کوتاه از شادی محمدی
13 مهر 1392 |
19:48
محسن شعله ها را میکاوید؛ برسر قد کشیدن دعوایشان شده بود، هرکدام میپرید و دستش را بالاتر میبرد
یادداشتی از استاد علی معلم دامغانی
13 مهر 1392 |
17:59
چنین است که شعر او را به ترکی ترجمه میخواهند و خط اسلامی را تبدیل میکنند و اینگونه افتخاری را که به سالها به آن بالیدهاند از فرزندانشان دریغ میکنندو با خود میستیزند