موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu
با ترجمۀ «سونیا محسنی»

اینطوری بنویس | نامۀ «جان استاین‌بک» به «جورج آلبی»

29 آذر 1399 18:41 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
اینطوری بنویس | نامۀ «جان استاین‌بک» به «جورج آلبی»

شهرستان ادب: در سالروز درگذشت «جان استاین‌بک»، ستون داستان سایت شهرستان ادب را با نامه‌ای به دوستش «جورج آلبی»، با ترجمۀ «سونیا محسنی» به‌روز می‌کنیم:

جورج عزیز؛

   نامه‌ات امروز صبح به دستم رسید و مرا به بحث و جدل با خودم واداشت، این نشان می‌دهد افسردگی شدیدم رو به بهبود است. به نظرم جهان حتی ذره‌ای به اندازه تو خصمانه نیست‌. جورج تو با جهان می‌جنگی و اینکه دنیا چندان توجهی به تو نشان نمی‌دهد خشمگینت می‌کند. به نظر می‌رسد آثار هنری ارزشمند همیشه در مواجهه با سختی خلق می‌شوند. ظاهراً احساس تحقیر همان خاک سختی است که بهترین گل‌ها در دل آن ریشه می‌دوانند. جورج خودت را فریب نده. تعریف و تمجید نه تنها هنرمند نمی‌آفرینند بلکه هنرمند را زایل می‌کنند. بهترین اثر هنگامی خلق می‌شود که هنرمند برای دیده شدن می‌جنگد نه زمانیکه مخاطبان با شور و اشتیاق در انتظار جملات او هستند.

   یک قطار هوایی شهری بیشتر به یک کتاب خوب مربوط می‌شود تا ناشر جوان و مشتاقی که با حق نشر در سالن به انتظار ایستاده است. اگر علاقه نداری با این چیزها مقابله کنی باید از نوشتن دست بکشی. آدم می‌تواند با یک اثر فوق‌العاده همه توجه ها را به خود جلب کند و این فقط با تمرین و ممارست امکان‌پذیر است. بعضی چیزها آزار دهنده‌اند. خواهرم امشب اینجا می‌ماند. به او می‌گویم: یک داستان جدید نوشته‌ای کاش به آن گوش می‌کردی و او می‌گوید: دوست دارم بشنوم.

   داستان حاصل سه هفته فکر کردن و کار است و من واقعاً به آن مفتخرم. از بس طنزآمیز است خودم را به خنده می‌اندازد و پایان حزن‌انگیزش را به سختی می‌توانم بخوانم. شخصیت‌هایش را همانند فرزندانم دوست دارم. بعد از شام خواهرم برای قدم زدن به شهر می‌رود و مجله زرد عصر شنبه را می‌خرد. دیگر نمی‌خواهم داستانم را برایش بخوانم. ابلهانه به نظر می‌رسد، چرا باید از اینکه او داستانی را که سه‌هزار دلار ارزش دارد به داستان من که در دفتر پاره‌پاره و پوسیده‌ام نوشته شده و یک پیش نویس غیر قابل فروش است ترجیح می‌دهد خشمگین باشم؟ چطور می‌توانم او را سرزنش کنم در حالیکه خودم هم دوست نداشتم اولین پیش‌نویس‌هایم را بخوانم اگر آن‌ها را خودم ننوشته بودم؟

   باید قبل از اینکه احساساتت جریحه‌دار شود به خاطر داشته باشی برای قضاوت یک نسخه دست‌نویس داستان یک متخصص حرف‌های نیاز است.

   به نظرم کارولین می‌تواند همسر خوبی برایت باشد. قطعاً نمی‌خواهی او تو را یک نابغه فرض کند. هیچ همسری نمی‌تواند چنین تصوری داشته باشد و اگر او تو را یک نابغه می‌پنداشت واقعاً افتضاح می‌شد.

   سال‌ها پیش معشوقه‌ای داشتم که مرا نابغه می‌دانست و آن موقع آنقدر جوان بودم که من هم همین فکر را می‌کردم. در نهایت مجبور شدم در انزجار و خستگی محض او را ترک کنم. نابغه بودن واقعا طاقت فرسا است.

کانال شهرستان ادب در پیام رسان ایتا کانال بله شهرستان ادب کانال تلگرام شهرستان ادب
تصاویر پیوست
  • اینطوری بنویس | نامۀ «جان استاین‌بک» به «جورج آلبی»
امتیاز دهید:
نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
تازه ها
کوله‌باری داغ | شعری از کتاب «مرور پنجره‌ها» سرودۀ «سیدوحید سمنانی»
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها

کوله‌باری داغ | شعری از کتاب «مرور پنجره‌ها» سرودۀ «سیدوحید سمنانی»

فراخوان ثبت نام در پنجمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»
دفتر شعر شهرستان ادب برگزار می‌کند:

فراخوان ثبت نام در پنجمین دوره آزاد آموزشی «زنگ شعر»

ملکۀ جنایت | مصاحبه‌ای خیالی با «آگاتا کریستی»
به مناسبت سالروز درگذشت ایشان با ترجمۀ «سونیا محسنی»

ملکۀ جنایت | مصاحبه‌ای خیالی با «آگاتا کریستی»

نجوا | شعری از شهید «محسن فخری‌زاده»
شبی با یار در ساحل غنودن

نجوا | شعری از شهید «محسن فخری‌زاده»

پروازی سرخ | چهار رباعی از سیدیعقوب کریمی
برای شهیدان حادثه هواپیمایی اوکراین

پروازی سرخ | چهار رباعی از سیدیعقوب کریمی

بیشتر