موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
Menu

شعر

«آ» مثل آب نیست مثل آتش است
شعری از سلمان نظافت یزدی برای حادثه پیرانشهر

«آ» مثل آب نیست مثل آتش است

20 آذر 1391 | 12:07

لبخندهاي سوخته ات/دست‌های مذابت/و صورت متلاشي‌ات که زیر خاک می‌رود./خبرت فراموش می‌شود/.../و مرگ درس آخر بود/که زودتر از همة ما زندگان ناچار/یاد گرفتی!
شعری از خلیل عمرانی
غزلی از خلیل عمرانی

شعری از خلیل عمرانی

19 آذر 1391 | 15:34

می خواستم در من صدای تازه‌ای باشی / حـسی شکوفـاتر، هوای تازه‌ای باشی/ با وسعت خاموش شبهایم بیامیزی / آوازها را ابتدای تازه‌ای باشی/
زمانه لهجه فانوس را نمی‌فهمد
یادداشتی از مبین اردستانی درباره شعر خلیل عمرانی

زمانه لهجه فانوس را نمی‌فهمد

19 آذر 1391 | 15:25
عمرانی شهید غفلت ما و غربت خویش است. به قول قزوه: «شما را درد غربت کشت و ما را داغداری‌ها».غربت غریبانه‌اش را خود نیز باور دارد؛ غربتی که عجین ِدل و جان و غزل‌های او شده است
شعری که نقد نشود نسیه است
گفتگوی شهرستان ادب با احمد علوی

شعری که نقد نشود نسیه است

18 آذر 1391 | 18:41
شعر جوان امروز، اسمی که بر روی آن می‌گذارم، دورۀ شگفتی‌هاست. دلیل من برای شگفت خواندن این شعر آن است که بیست سال پیش اگر کسی تصمیم می‌گرفت شعرای جوان کل کشور را جمع کند، شاید به جرئت می‌توانم بگویم که نمی‌توانست حتی بیست یا سی شاعر خوب از میان شاعران...
عالم تمام نوحه‌کنان از برای کیست؟
بازخوانی ترکیب‌بندی از فیاض لاهیجی

عالم تمام نوحه‌کنان از برای کیست؟

18 آذر 1391 | 18:22
عالم تمام نوحه‌کنان از برای کیست؟ / دوران سیاهپوش چنین در عزای کیست؟ / نیلی چراست خیمة نه‌توی آسمان؟ / جیب افق دریده ز دست جفای کیست؟
انتشار کتاب محمدجواد شاهمرادی (آسمان)

محمدجواد شاهمرادی (آسمان) مجموعه‌‌شعری با عنوان «فراموشی» را آماده انتشار می‌کند. این اثر برگزیده دومین جشنواره سراسری شعر انقلاب بوده است. «فراموشی» دفتر شعری در قالب غزل و دربرگیرنده حدود 40 قطعه غزل نئوکلاسیک است.
شاعری با احساسی عمیق
درنگ حبيب‌الله رزمجويي بر کتاب «يک چندم از من» خانم مريم آريان

شاعری با احساسی عمیق

15 آذر 1391 | 16:50

يکي ديگر از ويژگي‌هاي شعر خانم آريان که مي‌توان همچنين آن را به عنوان نقطة قوت و بارز اين مجموعه هم دانست، اين است که شاعر در حوضچة اکنون شنا مي‌کند و شاعر زبان و زمان امروز است. شعر وي در محيط و زندگي امروز جريان دارد و دغدغه‌ها و نگراني‌هاي جامعة ا...
کمی بغض کمی شعر در وقت ملاقات
روایتی از حال و هوای این روزهای شاگردان و دوستان خلیل عمرانی

کمی بغض کمی شعر در وقت ملاقات

14 آذر 1391 | 13:59

بیمارستان قلب تهران در کارگر شمالی، طبقة سوم، اتاق (ccu 4)، تختی داشت که ایستادگان بیرون از آن باید یکی یکی می‌رفتند و از نزدیک نگاه مضطربشان را در تلاقی چشمان نیمه‌بستة یک شاعر، به افقی به رنگ دعا و تضرع می‌دوختند و اشکشان را پنهان می‌کردند.
تو انقلاب نمی‌کردی انقلاب نمی‌شد
غزلی از امیر علی سلیمانی

تو انقلاب نمی‌کردی انقلاب نمی‌شد

13 آذر 1391 | 20:30
به سجده بودی و انگار وقت خواب نمی‌شد / نماز صبح نمی‌خواندی آفتاب نمی‌شد / تو شعله بودی و در حیرتم مقابل ِ هرمت / چطور تاج ِ طلاکوب ِ شاه آب نمی‌شد؟
روایت بیابانکی از «آن» شاعرانه‌اش در شعر آب‌سردکن
گفتگوی شهرستان ادب با سعید بیابانکی

روایت بیابانکی از «آن» شاعرانه‌اش در شعر آب‌سردکن

11 آذر 1391 | 16:03
زمانی که به دانشگاه می‌رفتم، مثلاً بین سال‌های 67 تا 71 که دانشجو بودم، در مسیر راهم یک یخچال بود. هر وقت که از اتوبوس پیاده می‌شدم، می‌رفتم که از آن آب بخورم. کاسه‌ای در این آب‌سردکن بود که وسط آن نماد یک دست بود ...
صفحه 414 از 441ابتدا   قبلی   409  410  411  412  413  [414]  415  416  417  418  بعدی   انتها